مساوات – مهدی ابراهیمپور: تلاش صد ساله برای زدودن هویت قومیتها و ملل مختلف ایران در نهایت راه به جایی نبرد. طبق تمامی قوانین اجتماعی و انسانی هم معلوم بود، پروسه ملتسازی آمرانه چنین نتیجهای در پی خواهد داشت.
هویت را نمیشود منکر شد، نادیده گرفت، محدود کرد، راند و بایکوت نمود. هویت مانند آبی است که در میان سنگ خارا هم راه خودش را خواهد یافت و پیش خواهد آمد. نمیشود به اتکاء تاریخسازی در تاریکخانهها و پستوی کارگروههای جعلی، هویتی تازه برساخت و تصور کرد که این هویت برساخته و خیالی خواهد توانست راه بر تجلی و ظهور و بروز هویتهای ملل و اقوام مختلف این کشور خواهد بست و مهر پایانی بر آنها خواهد زد.
رضاشاه آغازگر این راه بود و میپنداشت با برساختن افسانههای باستانی، ترویج متحکمانه زبان فارسی بر همه مردم ایران و یکسانسازی لباس ایرانیان این توهم را مسلط خواهد نمود. ولی نشد و در آینده نیز نخواهد شد. راه گشوده شده و اکنون از پس یک قرن اختناق هویتی، جوانههایی برآمدهاند که گل خواهند داد.
این راه نو گشوده، برخلاف تصور و تبلیغ جریان ملت سازی جعلی، ترسناک و پر از سیاهی نیست. چرا که بازگشت هر حقی به ذیحق آن، آرمانی انسانی است و همه آرمانهای انسانی ریشه در حقیقتی دارد که ما را در جایگاه انسان قرار میدهد.
آینده راه هویتطلبانه، بسیار روشن است. رفع تبعیض، اقوام را در جایگاه حقیقیشان قرار میدهد و با مشخص شدن حدودها و مرزها، از تزاحم و اختلاف خواهد کاست و وجه انسانیتری به جامعه ایران خواهد بخشید. آینده این راه برخلاف تبلیغات ایرانشهریها و پانفارسها، نه تفرقه و اختلاف در جامعه ایران که باز تعریفی نو و عادلانه از وفاق ملی بدور از توهمات جاعلان خواهد بود.
پس اگر بخواهیم جامعهای آزادتر و کشور دموکراتتر داشته باشیم باید به حمایت از آرمان هویتطلبانه برخیزیم. هرچند برای رسیدن به این غایت، راه درازی در پیش داریم و مداومتی میخواهیم بیشتر از این صد سالی که پشت سر گذاشتهایم. این راهیست که باید برای تحقق ایرانی عادلانه و انسانی برویم، با تمام رنجها و سختیهایش.