مساوات- نسرین ذاکریفر: نشست پژوهشی «سربداراین مشروطه» با حضور و سخنرانی جمعی از محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر، از جمله زهرا کاظمی، جواد ابوالحسنی و رضا همراز همراه بود، با استقبال پرشور اساتید، پژوهشگران تبریزی و علاقهمندان تاریخ مشروطه روبهرو شد.
ثقهالاسلام و جستوجوی راه سوم: «مشروطه ایرانی»
در آغاز نشست، زهرا کاظمی، پژوهشگر تاریخ مشروطه با اشاره به اختلاف برداشتها از مفهوم نوظهور مشروطه به ویژه میان علمای آذربایجان که چالشهای فکری و عملی قابل توجهی ایجاد کرد، گفت: ثقهالاسلام تبریزی، از علما و رهبران مؤثر و معتدل این دوره، با وجود همراهی با جنبش، قرائتی خاص از مشروطه ارائه میداد که مورد انتقاد جناحهای رادیکال مشروطهخواه و حتی برخی سنتگرایان قرار داشت. او مشروطه را راهی برای مقابله با استبداد سیاسی و مذهبی، رفع ظلم، حفظ استقلال کشور و تحکیم مبانی اسلامی میدانست.
وی افزود: دیدگاه ثقهالاسلام در تقابل با دو جریان اصلی شکل گرفت: از یک سو، مشروعهخواهانی که مشروطه را تهدیدی برای دین میپنداشتند و خواستار حاکمیت کامل شرع بودند، و از سوی دیگر، مشروطهخواهان عرفیگرایی که خواهان تفکیک امور دینی و عرفی بودند.
این محقق ادامه داد: ثقه الاسلام با هر دو دیدگاه مخالف بود و به جای مشروطه مشروعه یا تقلید محض از الگوی اروپایی، نظریه مشروطه ایرانی را مطرح کرد. این مدل بر اساس اقتضائات زمان و جامعه ایرانی طراحی شده بود و هدف آن ایجاد دولتی مقید به قانون (عرفی) بود که همزمان قوانینش مطابق با اصول مذهب و مذاق مملکت باشد و بدعتی در دین ایجاد نکند.
کاظمی خاطر نشان کرد: نظریه مشروطه ایرانی ثقهالاسلام تلاشی برای یافتن راهحلی میانه و بومی در میان دو گفتمان مسلط عصر بود. وی بر این باور بود که ایران نیازمند نظامی سیاسی است که هم از استبداد تاریخی جلوگیری کند و هم هویت دینی و فرهنگی جامعه را نادیده نگیرد.
وی تصریح کرد: از این رو، مشروطهای را تصور میکرد که در آن قوانین عرفیِ جدید یا بازنگریشده، نه در تقابل، بلکه در تطبیق با مذاق مملکت و اصول مسلم مذهب اسلام وضع شوند. در این الگو، شریعت به عنوان چارچوب ارزشی ثابت و تغییرناپذیر باقی میماند، اما حکومت در حوزه امور عرفی (سیاسی، اداری، اقتصادی) با وضع قوانین مصوب مجلس که باید به تأیید عقلای دینشناس نیز برسد، مقید و پاسخگو میشود.
کاظمی گفت: مشروطه ایرانی از دید ثقه الاسلام به معنای حکومت قانونی بود که هم از اقتضائات دنیای مدرن برای اداره کشور بهره میبرد و هم وفاداری خود را به مبانی اسلامی حفظ میکرد؛ طرحی که میخواست هم سنت را نپوساند و هم تجدد را بی هویت نسازد.
وی در بخش پایانی سخنان خود اضافه نمود: ثقهالاسلام بر لزوم اصلاحات ساختاری، حاکمیت قانون برای تحدید استبداد و برقراری عدالت تأکید داشت، اما به دموکراسی فراگیر باور نداشت. او مخالف سپردن امور به عوام و دادن حق رأی به تودههای ناآگاه و زنان بود و مدیریت کشور را باید به عقلای واقف به امور میسپرد. در عین حال، بر تفکیک نسبی امور عرفی و شرعی اصرار میورزید و آزادی قلم و بیان را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر تفسیر میکرد. در نهایت، مشروطه از نگاه او راهحلی بومی برای نجات ایران از انحطاط و استعمار، با حفظ هویت اسلامیایرانی بود.

رساله لالان؛ تبلیغ مشروطیت با زبان دین
در ادامه نشست، جواد ابوالحسنی رساله لالان یکی از آثار برجسته ثقه الاسلام در مورد مشروطه را بررسی نمود.
ابوالحسنی گفت: رساله لالان اثری از ثقهالاسلام تبریزی است که در اوج مبارزات مشروطهخواهان با استبداد تألیف شد. این رساله که مورد تایید علمای نجف قرار گرفت، هدف اصلی آن بیشتر از آنکه بحثی جامع درباره مشروطه باشد، در پی تبیین وجوب مشروطه و قانون و تأثیر آن در استحکام جامعه اسلامی بود.
وی ادامه داد: ثقهالاسلام در این رساله، با بهرهگیری از منطق و ادبیات مذهبی، سعی کرد ضرورت مبارزه علیه حکومت استبدادی و حضور روحانیان در عرصه سیاست را برای مخاطبان مذهبی توجیه و تشریح کند.
این محقق تاریخ مشروطه اضافه نمود: آنچه ثقهالاسلام را به حمایت از مشروطه واداشته بود، بحث رهایی از استبداد سیاسی و مذهبی عنوان شده است. او در این رساله، استبداد را علت اصلی عقبماندگی مسلمانان و سلطه خارجیان میدانست و مشروطه و حاکمیت قانون را تنها راه علاج برای رفع فقر، ظلم و ناامنی و همچنین حفظ کیان اسلام و ایران در برابر نفوذ بیگانگان قلمداد میکرد.
ابوالحسنی تصریح کرد: رساله لالان ثقهالاسلام، یک اثر تبلیغی-توجیهی با رویکرد مذهبی برای دفاع از اندیشه مشروطهخواهی در برابر حکومت استبدادی است. او در این رساله کوشید با زبان دینی، مشروعیت مبارزه برای ایجاد حکومت قانون (مشروطه) را ثابت کند و آن را نه تنها مغایر با اسلام، بلکه لازمه بقای آن در جهان جدید معرفی نماید. این رساله بخشی از تلاش او برای اقناع طیف سنتی جامعه و ارائه خوانشی اسلامی-ایرانی از مشروطیت بود.

کشف رازهای تاریخ در «نامههای تبریز»
در نشست تخصصی تاریخ مشروطه، رضا همراز، با اشاره به کتاب ارزشمند « نامههای تبریز» که حاوی مکاتبات ثقهالاسلام تبریزی، عالم اثرگذار مشروطه، با میرزاصادق مستشارالدوله است، بر اهمیت این اسناد در درک عمیقتر فراز و نشیبهای تاریخی آن دوره تاکید کرد.
رضا همراز در بخشی از این نشست، کتاب «نامههای تبریز» را مجموعهای ماندگار از مکاتبات ثقهالاسلام تبریزی خطاب به میرزاصادق مستشارالدوله، از بزرگان مشروطیت و وکیل دورههای اول و دوم مجلس شورای ملی، دانست.
وی تصریح کرد: با مطالعه این نامهها میتوان به بررسی حوادث و وقایع عبرتانگیز دوران حساس مشروطه و مشروطهخواهی در تبریز پرداخت. عمدهترین نظریات و تحلیلها را میتوان از مطالب و اسناد این کتاب برگرفت تا به حساسیت و پیچیدگیهایی که در راه استقرار مشروطیت پیش میآمده است، آگاهی یافت.
همراز در ادامه با ابراز تأسف از یک خلأ اسنادی مهم افزود: متأسفانه پاسخهایی که میرزاصادق مستشارالدوله به این نامههای مهم داده است، در دسترس نیست و پیگیریهای بنده نیز از نوادگان ثقهالاسلام و مستشارالدوله برای یافتن آنها تاکنون بینتیجه مانده است.
وی تصریح کرد: این اظهارات، بر غنای کتاب « نامههای تبریز» به عنوان پنجرهای به درون رویدادهای پیچیده مشروطه آذربایجان و همچنین بر ضرورت تکمیل اسناد تاریخی از طریق یافتن مکاتبات مفقوده، تأکید میکند. فقدان پاسخهای مستشارالدوله، حلقهای گمشده در فهم کامل این گفتوگوی تاریخی مؤثر است.

ستارخان و ثقهالاسلام؛ پیوند ناگسستنی «عمل» و «بینش»
علی آقایاری، دبیر نشست پژوهشی « سربداران مشروطه» با گرامیداشت این مناسبت تاریخی تأکید کرد: امروز یادآور آن لحظهای است که اندیشمندان بزرگ، نه با سلاح، بلکه با ایمان به حقیقت، برابر استبداد ایستادند. ثقهالاسلام تبریزی، الگویی از یک روشنفکر دینی آیندهنگر و فداکار بود که بصیرت او، مشعل راه نهضت را روشن نگه داشت.
وی در تشریح نقش محوری ثقهالاسلام افزود: ثقهالاسلام نه تنها در میدان نبرد فیزیکی، با حمایت فکری و مشروعیتبخشی به مقاومت، پشتیبان ستارخان بود، بلکه در عرصه اندیشه، با اعتدال هوشمندانه خود، روح مشروطه را از افتادن به ورطه افراطهای مخرب و سازشهای نابودکننده نجات داد. او با آثارش نشان داد که بینش انقلابی واقعی، مبتنی بر توازن بین اصول دینی و مقتضیات زمان است.
دبیر نشست، ستارخان و ثقهالاسلام را دو بال یک پرنده خواند و تصریح کرد: ستارخان نماد عمل انقلابی و ثقهالاسلام نماد بینش انقلابی بود. بدون یکی، دیگری ناقص میماند. این پیوند ناگسستنی عمل و اندیشه، کلیدیترین بحث در مشروطهشناسی تبریز است.
آقایاری تصریح کرد: ثقهالاسلام به مثابه قطبنمای فکری مشروطه عمل کرد در این بخش بر ویژگی منحصر به فرد ثقهالاسلام به عنوان نماد عقلانیت دینمحور تأکید شد. سخنرانان توضیح دادند که او نه به سازش با استبداد تن داد و نه دچار افراط انقلابیگری شد. درک او از ضرورت پیوند ساختار قانونی مشروطه با هدایت شریعتمدارانه، الگویی متعادل و کارآمد ایجاد کرد که موجب ایستادگی نهایی او در برابر دشمنان داخلی و خارجی و پذیرش شهادت شد.
وی تصریح کرد: در این نشست بر این نکته تأکید شد که شهادت ثقهالاسلام، فراتر از یک حادثه سیاسی، نماد شهادت آگاهانه یک روشنفکر دینی بود که حاضر نشد برای حفظ جان، از آرمانهای فکری و ایمانی خود عقبنشینی کند. میراث فکری او، پاسخی تاریخی به پرسش همیشگی نسبت دین و حکومت قانون است و بازخوانی آن برای عبور از تقلیلگراییهای رایج در تحلیل تاریخ معاصر ایران ضروری مینماید.




















