• امروز : چهارشنبه - ۷ مرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 14 - صفر - 1448
  • برابر با : Wednesday - 29 July - 2026
0
مشروطه‌پژوهی (۶)

اوج نفوذ مرکز غیبی؛ از کنترل تلگرافخانه تا تربیت مجاهدین

  • کد خبر : 35097
  • 29 جولای 2026 - 13:02
اوج نفوذ مرکز غیبی؛ از کنترل تلگرافخانه تا تربیت مجاهدین
مهم‌ترین و ماندگارترین ابتکار عمل مرکز غیبی، مشروعیت بخشیدن به مبارزه مسلحانه مردمی تحت عنوان مجاهد بود. رهبران این سازمان، نیاز به نیروی نظامی منظم و ایدئولوژیک داشتند که وفادار به آرمان مشروطه باشد. بنابراین، به صورت کاملاً مخفیانه، شروع به جذب، آموزش و سازماندهی جوانان غیور و معتقد از میان پیشه‌وران و اصناف مختلف کردند. به این ترتیب بود که واژه مجاهد برای اولین بار در گفتمان سیاسی ایران به معنای مبارز مسلح انقلابی رواج یافت.

مساوات- علی آقایاری: در مطلب پیشین، با تولد مرکز غیبی در تاریکی استبداد آشنا شدیم. اما این سازمان سری، بسیار زود از حالت یک گروه کوچک مخفی خارج شد و به دستگاهی عظیم و اثرگذار تبدیل گشت که تمام تحولات تبریز و سپس ایران را زیر نفوذ خود می‌گرفت.

یکی از شگفت‌انگیزترین موفقیت‌های مرکز غیبی، تسلط کامل بر خطوط ارتباطی وقت بود. آنان به‌طور مخفیانه چندین نفر از اعضای وفادار خود را در تلگرافخانه تبریز گماشته بودند. به نوشته حاج اسماعیل امیرخیزی از فعالان مشروطه، «در تلگرافخانه تبریز از طرف مرکز غیبی چند نفر معین شده بود که تلگرافات صادره و واصله بایستی به نظر ایشان برسد.» این به معنای آن بود که تمام گزارش‌های محرمانه مأموران دولتی به ولیعهد، و تمام دستورات تهران به تبریز، پیش از رسیدن به مقصد، به دست رهبران مرکز غیبی می‌رسید.

این نفوذ اطلاعاتی چنان عمیق بود که ولیعهد و درباریانش احساس می‌کردند دست نامرئی و همه‌چیزدانی تمام حرکات آنان را زیر نظر دارد.

نفوذ مرکز غیبی تنها به اطلاعات محدود نماند. آنان با یک سری عملیات روانی جسورانه، ترس را به قلب دستگاه حاکمه می‌انداختند. نقل است که فداییان این سازمان، حتی به خوابگاه محمدعلی میرزای ولیعهد نیز نفوذ کرده و با گذاشتن اخطاریه‌هایی، او را به تغییر رفتار تهدید می‌کردند. این اقدامات چنان رعب‌انگیز بود که مأموران حکومتی (فراش‌ها) در شب جرات خارج شدن از خانه‌های خود را نداشتند. مرکز غیبی ثابت کرد که استبداد، خود عمیقاً ترسو است.

مهم‌ترین و ماندگارترین ابتکار عمل مرکز غیبی، مشروعیت بخشیدن به مبارزه مسلحانه مردمی تحت عنوان مجاهد بود. رهبران این سازمان دریافته بودند که وعظ و شبنامه به تنهایی کافی نیست. آنان نیاز به نیروی نظامی منظم و ایدئولوژیک داشتند که وفادار به آرمان مشروطه باشد. بنابراین، به صورت کاملاً مخفیانه، شروع به جذب، آموزش و سازماندهی جوانان غیور و معتقد از میان پیشه‌وران و اصناف مختلف کردند. به این ترتیب بود که واژه مجاهد برای اولین بار در گفتمان سیاسی ایران به معنای مبارز مسلح انقلابی رواج یافت. این مجاهدین، نه راهزنان کوهستانی، که فرزندان قصاب، نجار، بزاز و دانش‌آموخته‌های مدارس جدید بودند که برای دفاع از قانون و آزادی اسلحه به دست گرفتند.


مرکز غیبی، برخلاف بسیاری از سران مشروطه تهران که با صدور فرمان مشروطیت گمان کردند کار تمام است، به آینده‌ای تاریک بدبین بود. آنان با شناخت عمیق از محمدعلی میرزا می‌دانستند که او هرگز به حکومت قانون تن نخواهد داد. بنابراین، همزمان با جشن‌های مشروطه، به طور خستگی‌ناپذیری به گسترش شبکه مجاهدین خود ادامه دادند. گفته می‌شود در آستانه حوادث پس از به توپ بستن مجلس، نزدیک به ۱۷ هزار مجاهد در تبریز آماده نبرد بودند. این نیروی عظیم مردمی، تنها پشتوانه مشروطه در سخت‌ترین روزهایش بود.

در مطلب بعدی، به نقش تعیین‌کننده مرکز غیبی در نجات مشروطه از ورطه نابودی و میراث ماندگار این سازمان افسانه‌ای خواهیم پرداخت.

علی آقایاری؛ پژوهشگر و محقق تاریخ مشروطه

لینک کوتاه : http://mosavatnews.ir/?p=35097

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.