• امروز : چهارشنبه - ۲۴ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : 30 - محرم - 1448
  • برابر با : Wednesday - 15 July - 2026
4
واکاوی مفهوم‌شناختی نسبت میان وطن، ناسیونالیسم و کنش سیاسی:

تأملی بر مقاومت و مشروعیت

  • کد خبر : 33811
  • 08 ژوئن 2026 - 19:55
تأملی بر مقاومت و مشروعیت
در گذار به مدرنیته، پیوند میان سوژه سیاسی و سرزمین در قالب «دولت-ملت» نهادینه شد و ناسیونالیسم به‌عنوان موتور محرک این فرآیند، نقشی اساسی در تعریف مرزهای «خودی» و «دیگری» ایفا کرد. با این حال، ماهیت سیال و در عین حال مناقشه‌برانگیز این مفاهیم، پرسش‌های بنیادینی را در خصوص نسبت میان وفاداری ملی و کنش انتقادی ایجاد کرده است.

مساوات- سیدعلی میرمحمدی: مفهوم «وطن» به‌عنوان یکی از مولفه‌های بنیادین در هویت‌یابی جمعی و شکل‌گیری دولت-ملت، همواره در کانون مباحث علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی قرار داشته است.

مفهوم وطن در ساحت سیاسی، فراتر از یک مختصات جغرافیایی، «ساختی اجتماعی» است که برآمده از حافظه تاریخی، کنش متقابل فرهنگی و هم‌سرنوشتی جمعی است. در گذار به مدرنیته، پیوند میان سوژه سیاسی و سرزمین در قالب «دولت-ملت» نهادینه شد و ناسیونالیسم به‌عنوان موتور محرک این فرآیند، نقشی اساسی در تعریف مرزهای «خودی» و «دیگری» ایفا کرد. با این حال، ماهیت سیال و در عین حال مناقشه‌برانگیز این مفاهیم، پرسش‌های بنیادینی را در خصوص نسبت میان وفاداری ملی و کنش انتقادی ایجاد کرده است. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان میان وطن‌دوستی به‌عنوان یک تعهد اخلاقی و ناسیونالیسم به‌عنوان یک ابزار سیاسی تمایز قائل شد و مبارزه را در متن این رابطه جای‌گذاری کرد؟

▪️پارادایم ناسیونالیسم؛ از انسجام تا انحصار
ناسیونالیسم در تحلیل‌های کلاسیک، نیرویی برای بسیج توده‌ها و گذار از نظام‌های ملوک‌الطوایفی به ساختارهای متمرکز دولت‌محور تلقی می‌شود. اما در تحلیل‌های انتقادی، ناسیونالیسم غالباً با خطر «تقدیس دولت» گره خورده است. زمانی که دولت مستقر، خود را بازنمای تام و تمام «اراده ملی» معرفی می‌کند، هرگونه نقدِ سیاست‌های حاکم، به‌مثابه کنشی ضدملی تعبیر می‌شود. در این وضعیت، ناسیونالیسم از کارکرد «هویت‌ساز» به کارکرد «ایدئولوژیِ مشروعیت‌بخش» تقلیل می‌یابد. این فرآیند، فضای گفتمانی را به نفع سلطه محدود کرده و تکثرِ دیدگاه‌ها را که لازمه حیات پویا در یک وطن است، به حاشیه می‌راند.

▪️مبارزه و دیالکتیکِ وفاداری و نقد
در ادبیات سیاسی، مبارزه عموماً در دو ساحت «دفاع از تمامیت» (سیاست خارجی) و «اصلاح ساختار» (سیاست داخلی) تبیین می‌شود. چالش اصلی زمانی رخ می‌دهد که وفاداری به وطن در تقابل با ساختار سیاسی موجود قرار می‌گیرد. آیا می‌توان در عینِ تعلق به هویت ملی، در برابرِ سازوکارهایِ معیوبِ همان ساختار مبارزه کرد؟

تحلیل نظری نشان می‌دهد که نه تنها تعارضی میان این دو وجود ندارد، بلکه مبارزه برای «عدالت»، «آزادی» و «حاکمیت قانون»، عالی‌ترین شکل وطن‌دوستی است. در واقع، آن‌چه وطن را در معرض فرسایش قرار می‌دهد، نه مبارزه انتقادی، بلکه فساد و انسدادِ سیاسی است. بنابراین، مقاومت در برابر استبداد، تلاشی است برای بازگرداندنِ «امر سیاسی» به حوزه عمومی و برون‌رفت از وضعیتِ «وطنِ تملک‌شد‌ه» توسط گروه‌های خاص.

وطن نباید در انحصار گفتمان‌های بسته و ناسیونالیسمِ تمامیت‌خواه قرار گیرد. وطن‌دوستیِ بالغ، مبتنی بر «مسئولیتِ جمعی» است که در آن، شهروندان نه از سرِ اجبار ایدئولوژیک، بلکه از سرِ آگاهی و التزام به عدالت، در سرنوشتِ ملی مشارکت می‌کنند. مبارزه در این پارادایم، نه یک کنشِ سلبی یا تخریب‌گر، بلکه تلاشی ایجابی برای بازسازیِ ساختارهایِ زیستِ مشترک است. در نهایت، پایداریِ یک وطن در گروِ میزانِ انطباقِ آن با شاخص‌های کرامت انسانی و عدالت اجتماعی است؛ لذا هرگونه کنشگری در راستای تحقق این شاخص‌ها، در زمره حفظِ اصالت و بقای آن وطن ارزیابی می‌گردد.

لینک کوتاه : https://mosavatnews.ir/?p=33811

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.