به گزارش پایگاه خبری مساوات، امیررضا اسعدی: زبان مادری و مطالبات فرهنگی از جمله عناوینی هستند که در هر انتخابات از جمله انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در اکثر استان های کشور و بالاخص منطقه آذربایجان دست آویزی برای افزایش آرا به حساب میایند و بررسی رفتارهای انتخاباتی و آرای انتخاباتی یک دهه اخیر نشان میدهد این ابزار همچنان کارکرد دارد.
در انتخابات ریاست جمهوری اخیر (۱۴۰۳) که مسعود پزشکیان با ثقل رای آذربایجان توانست پیروز میدان شود نیز کارکرد مسئله زبان های مادری خود را به وضوح نشان داد چرا که از جمله معدود وعده های انتخاباتی ایشان رسمیت یافتن زبان های اقوام و تدریس آنها در مدارس بود و البته در کنار آن مسائلی نظیر بحث معادن آذربایجان و دریاچه اورمیه و حضور بیش از پیش نخبگان سیاسی آذربایجان در مراکز ملی تصمیم سازی و تصمیم گیری نیز از طرف رئیس جمهور منتخب مطرح شده بود.
تا کنون که ماه ها از آن وعده های اغوا کننده انتخاباتی گذشته است و نه تنها از اجرای آن وعده وعید ها خبری نیست بلکه ظاهرا متخصص نماها و شبه کارشناسانی که گرد شیرینی ریاست جمهوری حلقه زده اند و از حمایت شخص رئیس جمهور برخوردارند به این نتیجه رسیده اند که اجرای این وعده ها “خلاف امنیت ملی” است .
نه از گام های موثر قابل توجه برای موضوع معادن آذربایجان خبری شده است و نه اقدامی جدید در راستای احیای دریاچه اورمیه شکل گرفته است و نه حضور موثر سیاسیون آذربایجان در مراکز قدرت دیده میشود و در این میانه شخص مسعود پزشکیان بنظر میرسد نه در راس دولت است و نه توانایی عزل افراد ناهمسو با وعده ها و اهداف دولت خود را دارد.
امروز در ۸ اسفند ۱۴۰۳ طرحی برای تدریس زبان مادری قوام در مدارس در چارچوب اصل ۱۵ قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفت که در آن دو جبهه ی مجلس و دولت به وفاقی بر علیه آذربایجان و سایر مناطق ایران رسیدند و با رد طرح مذکور آن را “خلاف امنیت ملی” قلمداد کردند. مجلسی که با سطح آرای حداقلی مردم شکل گرفته است کاملا طبیعی بنظر میرسد که چنین طرحی در آن نتواند آرای مثبت نمایندگان را کسب کند چرا که اکثریت نمایندگان حال حاضر مجلس نمایندگان محافل هستند و رای قابل توجهی از قاطبه ی مردم کسب نکرده اند و نیک میدانند درصورت حضور حداکثری مردم پای صندوق های رای درصد بسیار بالایی از نمایندگان فعلی امکان کسب آرای کافی برای حضور در مجلس را نخواهند داشت لذا دلیلی هم برای پذیرش مطالبات فرهنگی میلیون ها ایرانی از طرف چنین نمایندگانی نمیتوان متصور شد .
اما سخنرانی نماینده دولت در این جلسه قابل تامل بود آنچنان که ایشان در ابتدای نطق نیز خود را نماینده دولت و بیان کننده نظر دولت درمورد این طرح معرفی کردند و چنان سخنرانی با استناد به ابعاد قانونی و امنیتی مسئله انجام دادند که گویی فاشیست های دوران پهلوی در مجلس شورای اسلامی متعلق به جمهوری اسلامی ایران فرصت سخن گفتن بر علیه اقوام ایران را یافته باشند و در نهایت مسئله بودجه ، مدرسین مجرب ، مخالفت شورای عالی انقلاب فرهنگی(به زعم ایشان) و دید امنیتی و برخی عناوین دیگر را مطرح کردند تا آب پاکی را روی دست مردم آذربایجان بریزند که مطمئن باشید وعده های آقای مسعود پزشکیان برای شما از ورزشگاه باغشمال تبریز فراتر نخواهد رفت و ایشان شاید رئیس جمهور منتخب شما باشد اما برای ما صاحبان پست و موقعیت در تهران حتی یک “رئیس” ساده هم نیست!
حال که عدم توانایی یا شاید هم عدم وجود قصد رئیس جمهور برای اجرای وعده های انتخاباتی در موضوع زبان مادری خود را نشان داده است ، در این میان سوالاتی وجود دارد که قابل طرح هستند: در کدام کشور اجرای بند واضح قانون اساسی (اصل ۱۵) را به رای مجلس مشروط میکنند؟ کدام نهاد بالاتر از قانون اساسی است که جلوی اجرای قانون را گرفته است؟ دولتی که برای حفظ غیر قانونی محمد جواد ظریف در ساختارش با تمام ارکان حاکمیتی کشور دست به گریبان شد حال برای اجرای قانون قصد کسب اجازه دارد، یعنی اصل ۱۵ قانون اساسی حتی به اندازه حضور ظریف در دولت اهمیت ندارد ؟ چگونه است که رئیس دولت (مسعود پزشکیان) وعده تدریس زبان اقوام را در مدارس میدهد اما نماینده همین دولت در مجلس بر علیه همین وعده و جهت اغنای نمایندگان برای رای منفی سخنرانی میکند ؟
آیا مسعود پزشکیان بعنوان رئیس جمهور اصلا تحکمی بر کابینه و دولتش دارد یا فقط تابلویی از یک رئیس جمهور است که در مواقع حساس دستی به دامان شعر ترکی و نهج البلاغه میزند؟