مساوات- سیدعلی میرمحمدی: در ادبیات روابط بینالملل، رویدادهای بزرگ ورزشی صرفاً بهعنوان رقابتهایی برای کسب مدال یا جام قهرمانی تعریف نمیشوند. این رویدادها در بسیاری از موارد به بستری برای بازنمایی تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نظام بینالملل تبدیل شده و تصویری از شرایط حاکم بر جهان در مقاطع مختلف تاریخی ارائه میدهند. از این منظر، بازیهای المپیک و جامهای جهانی فوتبال را میتوان بخشی از حافظه سیاسی ملتها و آیینهای از تحولات دوران خود دانست.
مروری بر تاریخ معاصر نشان میدهد که بسیاری از این رویدادها در بستر رخدادهای مهم بینالمللی برگزار شدهاند. المپیک برلین در سال ۱۹۳۶ در آستانه یکی از بزرگترین منازعات تاریخ بشر، یعنی جنگ جهانی دوم، برگزار شد. المپیکهای مسکو و لسآنجلس در دهه ۱۹۸۰ تحت تأثیر رقابتهای ایدئولوژیک جنگ سرد قرار گرفتند و جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین نیز در شرایطی برگزار شد که این کشور با تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی مواجه بود. در سالهای اخیر نیز همهگیری کرونا و بحران اوکراین نشان دادند که ورزش جهانی تا چه اندازه از روندهای کلان بینالمللی تأثیر میپذیرد.
در چنین چارچوبی، جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ نیز در شرایطی برگزار خواهد شد که نظام بینالملل در حال تجربه دورهای از بازآرایی موازنههای قدرت، تشدید رقابتهای ژئوپلیتیکی و شکلگیری ترتیبات جدید امنیتی و اقتصادی است. منطقه خاورمیانه نیز بهعنوان یکی از مهمترین کانونهای تحولات راهبردی جهان، نقشی تعیینکننده در این روند ایفا میکند.
آنچه اهمیت این دوره از مسابقات را دوچندان میکند، همزمانی آن با مجموعهای از تحولات منطقهای و بینالمللی است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای جغرافیایی خاورمیانه امتداد یافته است. امنیت انرژی، مسیرهای تجارت جهانی، رقابت قدرتهای بزرگ، تحولات امنیتی منطقه و روندهای جدید دیپلماتیک، همگی موضوعاتی هستند که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر فضای سیاسی و رسانهای جهان اثرگذارند و طبیعتاً در آستانه جام جهانی نیز مورد توجه افکار عمومی بینالمللی قرار خواهند گرفت.
در این میان، نکته قابل توجه آن است که رویدادهای ورزشی بزرگ معمولاً نه عامل ایجاد تحولات سیاسی، بلکه بازتابدهنده فضای حاکم بر محیط بینالمللی هستند. به بیان دیگر، همانگونه که المپیک و جام جهانی در دورههای مختلف تحت تأثیر جنگ سرد، بحرانهای اقتصادی یا تحولات امنیتی قرار گرفتهاند، جام جهانی ۲۰۲۶ نیز احتمالاً در بستری برگزار خواهد شد که مسائل ژئوپلیتیکی بخشی از روایت رسانهای و تحلیلی پیرامون آن را شکل میدهند.
با این حال، تجربه تاریخی نشان داده است که ورزش در کنار ظرفیتهای رقابتی خود، از توانایی قابل توجهی برای تقویت گفتوگو، کاهش شکافهای سیاسی و ایجاد زمینههای تعامل میان ملتها برخوردار است. از این منظر، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند علاوه بر جنبههای ورزشی، فرصتی برای نمایش ظرفیت همکاریهای بینالمللی و تأکید بر نقش دیپلماسی عمومی در کاهش تنشها و تقویت ارتباط میان جوامع باشد.
در نهایت، آنچه از هماکنون قابل پیشبینی است، ثبت جام جهانی ۲۰۲۶ در حافظه تاریخی جهان نه فقط بهعنوان یک رویداد ورزشی بزرگ، بلکه بهعنوان مسابقاتی است که در یکی از حساسترین مقاطع تحولات نظام بینالملل برگزار شد. مقطعی که در آن، روندهای نوظهور سیاسی و امنیتی در کنار رقابتهای ورزشی، بخشی از روایت مشترک افکار عمومی جهانی را شکل میدادند.
شاید سالها بعد، تحلیلگران و مورخان در کنار بررسی نتایج مسابقات و عملکرد تیمها، جام جهانی ۲۰۲۶ را از منظر تأثیرپذیری آن از تحولات ژئوپلیتیکی و نقش آن در بازتاب شرایط بینالمللی نیز مورد مطالعه قرار دهند؛ همانگونه که امروز رویدادهای ورزشی بزرگ گذشته را در متن تاریخ سیاسی جهان بازخوانی میکنیم.


















