مساوات_دکتر روح اله ساعی: از منظر جامعهشناسی، جنگها فقط در سطح نظامی باقی نمیمانند؛ آنها در سطح روایتها، تصویرها و ذهنیتهای جمعی نیز ادامه پیدا میکنند. در این میان، ورزش یکی از معدود فضاهایی است که میتواند این روایتهای سخت و امنیتی را برای لحظاتی تعلیق کند و امکان مواجهه انسانی میان ملتها را فراهم سازد. جام جهانی دقیقاً در چنین نقطهای قرار دارد؛ جایی که کشورها نه فقط با تیمهایشان، بلکه با تصویر اجتماعی و فرهنگی خود در برابر جهان ظاهر میشوند.
برای درک این ظرفیت، تجربه برخی کشورها در جام جهانی قابل توجه است. مراکش در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نمونهای روشن از این پدیده بود. این کشور، بهعنوان یک تیم شرکتکننده، توانست با عملکرد ورزشی و حضور گسترده هوادارانش، تصویری تازه از هویت آفریقایی–عربی در افکار عمومی جهان ایجاد کند. مراکش در آن دوره صرفاً یک تیم موفق نبود، بلکه به یک روایت جهانی از امید، همبستگی و بازنمایی متفاوت از جنوب جهانی تبدیل شد؛ روایتی که فراتر از مرزهای سیاسی بازتاب یافت و در رسانههای جهانی تثبیت شد.
پیش از آن نیز، جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه برای ایران نقطهای مهم در تجربه حضور جهانی بود. در آن دوره، فراتر از نتیجه ورزشی، نوع بازنمایی رسانهای تیم ملی ایران و همچنین مواجهه فرهنگی در برخی بازیها، بهویژه دیدار ایران و آمریکا، موجب شد تصویر ایران در بخشی از افکار عمومی جهان از سطح سیاسی صرف فراتر برود و ابعاد انسانی و فرهنگی پررنگتری پیدا کند. این تجربه نشان داد که تیم ملی میتواند حامل نوعی روایت اجتماعی از یک کشور در سطح جهانی باشد.
در ادامه همین منطق، باید تأکید کرد که تیمهای ملی در جام جهانی تنها نمایندگان ورزشی نیستند؛ آنها حاملان «سرمایه نمادین» ملتها هستند. به بیان سادهتر، هر حرکت، رفتار و حتی نوع حضور یک تیم در فضای جهانی، در شکلگیری تصویر اجتماعی آن کشور نقش دارد.
در این چارچوب، تجربه اردوی تیم ملی ایران در مکزیک نیز قابل توجه است. استقبال گرم مردم و هواداران محلی از تیم ایران نشان داد که در سطح اجتماعی، روابط انسانی میتواند مستقل از تنشهای سیاسی شکل بگیرد. این نوع مواجهههای مستقیم، مصداق روشن «دیپلماسی مردمی» است؛ جایی که تصویر یک کشور نه از مسیر دولتها، بلکه از خلال تماسهای روزمره انسانی ساخته میشود.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران در چنین بستری معنا پیدا میکند. در شرایطی که تصویر ایران در بسیاری از رسانههای بینالمللی ذیل چارچوبهای سیاسی و امنیتی بازنمایی میشود، این رویداد میتواند فرصتی برای نمایش لایههای کمتر دیدهشده جامعه ایرانی باشد؛ لایههایی مانند فرهنگ، سبک زندگی، رفتار اجتماعی و سرمایه انسانی.
در نهایت، جام جهانی نه فقط میدان رقابت تیمها، بلکه میدان رقابت روایتهاست. کشورهایی در این میدان موفقترند که بتوانند همزمان با حضور ورزشی، در سطح تولید تصویر و ارتباط انسانی نیز فعال باشند. از این منظر، جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران نه یک حاشیه، بلکه یک متن مهم در سیاست فرهنگی و اجتماعی معاصر است؛ متنی که میتواند در بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت جایگاه نمادین ایران در جهان نقش قابل توجهی ایفا کند.


















