• امروز : چهارشنبه - ۲۴ تیر - ۱۴۰۵
  • برابر با : 30 - محرم - 1448
  • برابر با : Wednesday - 15 July - 2026
2
یادداشت میدانی از دل طبیعت کلیبر در روزهای شلوغ تعطیل؛

کلیبر؛ بهشتی که در آن “من”ها با “ما”ها نمی‌سازند

  • کد خبر : 34488
  • 08 جولای 2026 - 11:19
کلیبر؛ بهشتی که در آن “من”ها با “ما”ها نمی‌سازند
یکی از بارزترین تضادهایی که در این روزها در کلیبر به چشم می‌خورد، فاصله بسیار زیاد فرهنگی علیرغم فاصله بسیار اندک فیزیکی گردشگران است، گویی دو دنیای متفاوت در یک جغرافیا قرار گرفته‌اند، بدون اینکه هیچ کدوم حاضر به عقب‌نشینی باشند.

مساوات- نسرین ذاکری‌فر: جاده‌های پیچ‌درپیچ کلیبر که تا چند سال پیش، جزو آرام‌ترین مسیرهای شمال غرب کشور بود، این روزها در ایام تعطیل، شلوغ شده است. ماشین‌ها با فاصله‌ای اندک، یکی پس از دیگری در کنار چشمه‌ها و چمن‌زارها پارک می‌شوند. اما آنچه در نگاه اول بیش از مناظر سبز، جلب توجه می‌کند، دیوار صوتی است که از هم‌نوایی باندهای پرتابل و صدای پخش‌کننده‌های ماشین ها شکل گرفته. گویی جنگلی که قرار بود پناهگاه گوش‌های خسته از سر و صدای شهر باشد، خود به یک سالن کنسرت تبدیل شده بود.

در کنار یک رودخانه، خانواده‌ای تلاش می‌کنند سفره ناهار را پهن کنند، اما هر چند لحظه، صدای انفجارگونهٔ باندهای یک ماشین اسپرت، مکالمهٔ آن‌ها را قطع می‌کند. پدر خانواده چند بار به سمت ماشین نگاه می‌کند، اما هیچ واکنشی از سوی سرنشینان نمی‌بیند. آن‌ها غرق در فضای خودشان هستند و به نظر نمی‌رسد متوجه باشند که صدای‌شان، طبیعت چندین خانواده را از مدار آرامش خارج کرده است.

▪️تقابل پنهان دو نسل از گردشگران

در گوشه‌ای دیگر، گروهی از جوانان مجرد دور هم نشسته‌اند. موسیقی با صدای بلند پخش است و برخی از آن‌ها لباس‌هایی به تن دارند که غیرمتعارف به نظر می‌رسد. در چند متری آن‌ها، خانواده‌ای میانسال چادر زده‌اند و سعی می‌کنند کودکان‌شان را سرگرم کنند. اما هر بار که کودک به سمت آن گروه نزدیک می‌شود، مادر با نگرانی او را صدا می‌زند.

این فاصلهٔ فیزیکی کم، اما فاصلهٔ فرهنگی بسیار زیاد، یکی از بارزترین تضادهایی است که در این روزها در کلیبر به چشم می‌خورد. گویی دو دنیای متفاوت در یک جغرافیا قرار گرفته‌اند، بدون اینکه هیچ کدوم حاضر به عقب‌نشینی باشند. یک گروه می‌گوید: «ما حق داریم تفریح کنیم» و گروه دیگر می‌گوید: «ما حق داریم آرامش داشته باشیم.» اما در این میانه، طبیعت است که دارد قربانی این منازعهٔ سلیقه‌ای می‌شود.

▪️شب در طبیعت؛ وقتی تاریکی، پوششی برای بی‌پروایی می‌شود

با فرارسیدن شب، رفتارهای متناقض رنگ دیگری به خود می‌گیرد. در یک سوی چمن‌زار، خانواده‌ای با چراغ‌های کوچک کمپینگ، دور هم نشسته‌اند و آواز محلیِ آرامی می‌خوانند. در نقطه‌ای دیگر، اما دو دستگاه خودروی آفرود با چراغ‌های روشن، خود را به حاشیهٔ رودخانه رسانده‌اند. سرنشینان جوان، بدون توجه به حضور دیگران، بساط میز سفری را با نوشیدنی‌های رنگارنگ پهن می‌کنند و موسیقی را به بالاترین حد ممکن می‌رسانند.

ساعت از نیمه‌شب گذشته و در چادرهای اطراف، چراغ‌ها یکی‌یکی خاموش می‌شوند، اما این گروه تازه گرم تازگی شب‌زنده‌داری خود هستند. چند نفر از مردان میان‌سال خانواده‌های دیگر، با عصبانیت مهارشده به سمت آن‌ها می‌روند. چند دقیقه گفت‌وگو، با لحنی خشک و پاسخ‌هایی طفره‌آمیز، سرانجام آن گروه را راضی به ترک منطقه می‌کند. اما اثری که از خود برجای می‌گذارند، نه فقط صدای آزاردهنده، بلکه فضای امنیت روانی ازدست‌رفته خانواده‌هایی است که شب را با اضطراب به صبح رسانده‌اند.

▪️صبح پس از شام؛ همه‌چیز تمام شد، جز زباله‌ها

طلوع آفتاب در کلیبر، فرصت تماشای صحنه‌ای تازه را می‌دهد. در حالی که پرندگان، مشغول جیک‌جیک صبحگاهی هستند، چشم‌انداز زمین، روایت دیگری دارد. بسیاری از گروه‌هایی که شب قبل، پر سر و صدا بودند، بامداد حرکت کرده‌اند و در جای جای چمن‌زار، کیسه‌های پلاستیکی، بطری‌های خالی و ته‌سیگار، به جا مانده است.

اما در میان این صحنهٔ ناخوشایند، تصویری امیدوارکننده هم دیده می‌شود: خانواده‌ای که اهل ارومیه هستند، قبل از حرکت، با دقت تمام، محل اتراق خود را تمیز می‌کنند. حتی کیسه‌های زباله‌ای که در اثر باد، چند متر آن‌طرف‌تر رفته را هم جمع می‌کنند. مرد جوان خانواده، با خاک های خیس، آتش‌مانده‌ شب گذشته را کاملاً خاموش می‌کند و بعد با لبخند، از کنار گروه‌های دیگر می‌گذرد، بی‌آنکه کسی متوجه باشد او چه کار ساده اما بزرگی انجام داده است.

▪️آیا تنها کلیبر مقصر است؟

در گفت‌وگو با چند تن از اهالی محلی و راهنمایان طبیعت‌گردی، این نکته به گوش می‌رسد که بسیاری از مشکلات این روزهای کلیبر، ریشه در دو عامل دارد: فقدان زیرساخت و فقدان فرهنگ سفر مسئولانه. به گفتهٔ آن‌ها، با افزایش چشمگیر گردشگر در روزهای تعطیل، پارکینگ‌ها، سرویس‌های بهداشتی و محل‌های اسکان رسمی، پاسخگوی نیاز جمعیت نیستند. این کمبود، به خودی خود، زمینه‌ساز رفتارهای سلیقه‌ای می‌شود؛ چون هر گروه، ناچار است برای خودش فضایی دست‌وپا کند و در نبود راهنما و تابلوی مشخص، هر کسی به تشخیص خودش رفتار می‌کند.

از سوی دیگر، نبود یک زبان مشترک هشدار در فضای عمومی منطقه، باعث شده که بسیاری از رفتارهای اشتباه، بدون تذکر به‌موقع، تکرار شوند.

▪️اپیزودِ پایانی؛ بهشت کلیبر در انتظار یک قرارداد نانوشته

کلیبر، در نگاه اول، فقط یک مقصد گردشگری است. اما در نگاه عمیق‌تر، آینه تمام‌نمای جامعه امروز است. جامعه‌ای که در آن، «حق من» بر «تکلیف من» در برابر دیگری و طبیعت، غلبه پیدا کرده است. شاهد این ادعا، نه یک گفت‌وگویرخاص، بلکه صدها رفتار کوچک و بزرگی است که در طول یک روز در این منطقه به ثبت می‌رسد.

با این حال، هنوز هم می‌توان به بازپس‌گیری این بهشت امید داشت؛ مشروط بر اینکه این قرارداد نانوشته احترام از طریق رسانه‌ها، مدارس و شبکه‌های اجتماعی، به یک ارزش فراگیر تبدیل شود. در غیر این صورت، آن روز دور نیست که کلیبر، به جای سمفونی آب و پرنده، صرفاً با همان صدای باندهای پرسروصدا در ذهن‌ها نقش ببندد؛ بهشتی که در ازدحام «من»ها، گم شد.

گزارش از: نسرین ذاکری‌فر

لینک کوتاه : https://mosavatnews.ir/?p=34488

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.