مساوات – فریباسادات علوی: گاهی یک خانه قدیمی، رازهایی را در سینه دارد که تنها با قدم گذاشتن در آن میتوان صدای گذشته را شنید. دیوارهای کاهگلی، طاقچههای ساده، پلههای قدیمی و صندوقچههای چوبی، هر کدام داستان سالهایی را روایت میکنند که زندگی با سادگی، صمیمیت و آرامش بیشتری جریان داشت.
در روزهای ماه محرم امسال، برای شرکت در مراسم عزاداری راهی روستای ارزیل شدیم. در میان کوچههای روستا، وارد خانهای شدم که از همان درِ چوبی ورودی، نشانی از اصالت و تاریخ داشت و بوی خاطره در فضای آن جاری بود.
طاقچههای قدیمی، پلههای فرسوده، دیوارهای کاهگلی و اشیایی که سالهاست بر طاقچهها آرام گرفتهاند، گویی بیآنکه سخنی بگویند، از زندگی نسلهای گذشته حکایت میکردند.
در دل دیوارها و زیر طاقچهها، صندوقچههای چوبی خودنمایی میکردند که اصطلاحا در زبان محلی به آن «دیلاب» می گفتند، صندوقهایی که روزگاری همه دار و ندار خانواده و محرم اسرار صاحبخانه بودند. این صندوقچهها تنها محلی برای نگهداری وسایل نبودند، بلکه بخشی از هویت خانه و نمادی از شیوه زندگی مردمان آن دوران به شمار میرفتند.

با این حال، بسیاری از ما هر روز از کنار چنین خانههایی عبور میکنیم، بیآنکه لحظهای به ارزش تاریخی و فرهنگی آنها بیندیشیم. امروز حتی در روستاها نیز خانههای سنتی جای خود را به ساختمانهایی با نمای سنگ، سیمان و بتن دادهاند.
هرچند این بناها امکانات بیشتری دارند، اما دیگر خبری از گرمای دیوارهای کاهگلی، صمیمیت اتاقهای کوچک و حس زندگی جاری در خانههای قدیمی نیست.
خانههای سنتی روستاها تنها چند دیوار و سقف نیستند، آنها بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و معماری بومی هر منطقه را در خود جای دادهاند. حفظ این بناها، در حقیقت حفظ روایت زندگی مردمانی است که فرهنگ و اصالت این سرزمین را شکل دادهاند.

امروز انتظار میرود متولیان میراث فرهنگی توجه بیشتری به شناسایی، ثبت و مرمت خانههای ارزشمند روستایی داشته باشند. این خانهها علاوه بر حفظ هویت تاریخی، میتوانند به جاذبهای برای توسعه گردشگری روستایی و معرفی فرهنگ بومی تبدیل شوند.
اگر امروز برای نگهداری این میراث ارزشمند اقدامی نشود، چند صباح دیگر بسیاری از این خانهها تخریب شده و جای خود را به ساختمانهای جدید خواهند داد؛ آنگاه نهتنها یک بنا، بلکه بخشی از تاریخ، خاطرات و هویت یک روستا برای همیشه از میان خواهد رفت.

















