مساوات – احمد حسننژاد: روز کار و کارگر، صرفاً فرصتی برای تبریک و تقدیر از زحمات کارگران نیست؛ این روز باید یادآور مسئولیت سنگین جامعه و حاکمیت در قبال میلیونها کارگری باشد که چرخهای تولید، خدمات و اقتصاد کشور با دست و تلاش آنان به حرکت درمیآید.
کارگر، پیش از آنکه نیروی کار باشد، انسانی دارای کرامت، حقوق و حق برخورداری از یک زندگی شایسته است. بنابراین سخن گفتن از کارگر بدون سخن گفتن از امنیت شغلی، دستمزد عادلانه، تأمین اجتماعی، محیط کار ایمن و حق مشارکت در تصمیمهایی که مستقیماً بر زندگی او اثر میگذارد، ناقص و شعاری خواهد بود.
یکی از مهمترین دغدغههای امروز جامعه کارگری، امنیت شغلی است. گسترش قراردادهای موقت و کوتاهمدت، نبود اطمینان نسبت به آینده شغلی و نگرانی از دست دادن کار، قدرت چانهزنی کارگران را کاهش داده و آنان را در برابر بسیاری از مشکلات اقتصادی و شغلی آسیبپذیر کرده است. کارگری که هر روز نگران تمدید قرارداد خود است، چگونه میتواند با آرامش برای آینده خانوادهاش برنامهریزی کند؟ امنیت شغلی، امتیاز اضافی نیست؛ بخشی از کرامت انسانی و لازمه یک رابطه عادلانه میان کارگر و کارفرماست.
در کنار امنیت شغلی، دستمزد عادلانه از اساسیترین مطالبات کارگران است. افزایش حقوق باید متناسب با واقعیتهای اقتصادی و بهویژه نرخ تورم و هزینههای واقعی زندگی باشد. هنگامی که فاصله میان درآمد و هزینههای ضروری زندگی افزایش پیدا میکند، افزایش اسمی دستمزد، بدون توجه به قدرت خرید واقعی، نمیتواند پاسخگوی نیازهای کارگران و خانوادههای آنان باشد. سیاست دستمزدی باید به گونهای باشد که کارگر بتواند با درآمد حاصل از کار خود، حداقل یک زندگی شرافتمندانه و قابل قبول را تأمین کند.
از سوی دیگر، قوانین کار و مقررات مرتبط با روابط کار نیازمند بازنگری و اصلاح جدی هستند؛ اصلاحی که نباید صرفاً با هدف تسهیل فعالیت اقتصادی یا کاهش هزینههای تولید انجام شود، بلکه باید در آن منافع و حقوق نیروی کار نیز بهصورت واقعی و مؤثر دیده شود.
هرگونه اصلاح در قوانین کارگری باید با حضور و مشارکت نمایندگان واقعی کارگران صورت گیرد. نمیتوان برای کارگران قانون نوشت، اما صدای آنان را در فرآیند قانونگذاری و تصمیمگیری نشنید. مطالبات کارگران باید از سطح شعار و وعده فراتر رفته و در متن قوانین، آییننامهها و سیاستهای اجرایی کشور انعکاس پیدا کند.
تقویت تشکلهای کارگری، تضمین حق مذاکره و چانهزنی جمعی، توجه جدی به ایمنی محیط کار، حمایت مؤثر از کارگران در برابر اخراجهای ناعادلانه، تقویت نظام تأمین اجتماعی و حمایت از کارگران در دورههای بیکاری و بحران اقتصادی، از جمله موضوعاتی است که باید در هر برنامه اصلاحی مورد توجه قرار گیرد.
همچنین نباید فراموش کرد که رونق تولید بدون حفظ کرامت نیروی کار پایدار نخواهد بود. کارگر و کارفرما دو سوی یک رابطه اقتصادیاند و حمایت از حقوق کارگران الزاماً به معنای تقابل با کارفرمایان نیست. اتفاقاً قوانین شفاف، عادلانه و قابل پیشبینی میتوانند هم از حقوق کارگر صیانت کنند و هم امنیت و ثبات بیشتری برای کارفرما و سرمایهگذاری ایجاد کنند.
روز کارگر باید فرصتی باشد برای بازخوانی این پرسش اساسی که آیا کار در جامعه ما واقعاً میتواند ضامن یک زندگی شایسته باشد؟ اگر پاسخ منفی است، باید به جای تکرار شعارها، برای اصلاح ساختارها و قوانین اقدام کرد. کارگر شایسته تقدیر است، اما بیش از تقدیر به حق، قانون عادلانه و امنیت نیاز دارد.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که سیاستگذاران و قانونگذاران صدای جامعه کارگری را بشنوند و مطالبات آنان را در تصمیمهای اقتصادی، اجتماعی و تقنینی کشور جدی بگیرند. امنیت شغلی، دستمزد متناسب با تورم، تأمین اجتماعی کارآمد، محیط کار ایمن، تشکلهای مستقل و مؤثر و مشارکت واقعی کارگران در تصمیمگیریها، مطالباتی نیستند که بتوان آنها را به آینده موکول کرد.
به امید روزی که شأن کارگر نه فقط در سخن، بلکه در قانون، سیاست و زندگی روزمره به رسمیت شناخته شود.



















