مساوات- فریباسادات علوی: آنگاه که با دغدغه خبر از خانه بیرون میروم و با دلتنگی آغوش فرزندانم به خانه برمیگردم، هنوز ذهنم درگیر همان خبری است که باید روایتش کنم؛ خبری که گاهی تلخ است، گاهی سنگین و گاهی پر از اضطراب.
با تمام خستگیها و شببیداریها، با اضطراب یک خبر فوری و در میان تلخی یک حادثه، به این فکر میکنم که چگونه حقیقت را به گوش مردم برسانم؛ چگونه در میان انبوه خبرهای تلخ، روزنهای از امید پیدا کنم و آن را با مخاطبانم قسمت کنم.
این روزها، بیش از همیشه، مسئولیت قلم، مسئولیت مادری و دغدغه مردم را همزمان بر دوش کشیدهام. بارها خسته شدهام؛ بارها دلم خواسته همهچیز را رها کنم، از هیاهوی خبر فاصله بگیرم و برای ساعتی هم که شده، بیخبر از همهجا، در سکوت و آرامش بمانم. اما دوباره ایستادهام و ادامه دادهام.
به خودم گفتهام هنوز حرفهایی هست که باید گفته شوند؛ حقیقتهایی که نباید ناگفته بمانند و مردمی که شایسته شنیدن صدای واقعی خود هستند. هنوز باید برای روزهای بهتر وطن و خبرهای خوش برای هموطنانمان امیدوار بود.
خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ قصه زنی است که همزمان باید صدای مردم باشد، حقیقت را روایت کند و در خانه، تکیهگاه فرزندانش و سازنده مادرانهترین حس زندگی باشد.
گاهی با یک دست قلم میزنم و با دست دیگر دست فرزندم را میگیرم؛ میخواهم هم از روایت زندگی جا نمانم و هم از خودِ زندگی. شاید زیباترین بخش خبرنگاری برای من همین باشد؛ اینکه یاد گرفتهام در میان تمام سختیها، هم زن باشم، هم مادر و هم خبرنگار.
به افتخار تمام زنانی که با قلبی مادرانه و قلمی جسور، برای حقیقت مینویسند.
روز خبرنگار مبارک!
تقدیم به همه مادرخبرنگارهایی که خسته میشوند، اما قهرمانانه ادامه میدهند…


















