به گزارش پایگاه خبری مساوات، ماشینسازی تبریز، نامی آشنا در صنعت ایران و یکی از بزرگترین تولیدکنندگان ماشینابزار در غرب آسیا، سالها نماد توان مهندسی، خودکفایی صنعتی و تربیت نیروی متخصص بوده است. مجموعهای که روزگاری قلب تپنده صنایع مادر کشور محسوب میشد، امروز با چالشهایی روبهروست که آینده آن را در هالهای از ابهام قرار داده است.در ماههای اخیر، زمزمههای واگذاری دوباره این شرکت، همزمان با تشدید مشکلات مدیریتی و مالی، نگرانیهای گستردهای را میان کارگران، کارشناسان و فعالان صنعتی ایجاد کرده است. پرسش اصلی این است که آیا خصوصیسازی، راه نجات ماشینسازی تبریز خواهد بود یا تکرار تجربهای پرهزینه که میتواند یکی دیگر از سرمایههای ملی را با مخاطره روبهرو کند؟ماشینسازی تبریز از ظرفیتهای کمنظیری برخوردار است؛ زیرساختهای گسترده تولید، دانش فنی ارزشمند، نیروی انسانی متخصص، برند معتبر و دهها سال تجربه در طراحی و ساخت تجهیزات صنعتی، سرمایههایی هستند که هر واحد صنعتی آرزوی در اختیار داشتن آنها را دارد. با چنین ظرفیتی، بسیاری از کارشناسان معتقدند مشکل اصلی این مجموعه نه کمبود توان تولید، بلکه ضعف در مدیریت، نبود ثبات و فقدان برنامهریزی راهبردی است.
ماشینسازی تبریز؛ قربانی بیثباتی مدیریتی یا آماده واگذاری؟
نمونه روشن این بیثباتی را میتوان در تغییرات پیاپی مدیریت مشاهده کرد؛ جایی که طی فاصله بهمن ۱۴۰۳ تا بهمن ۱۴۰۴، مدیرعامل این شرکت چهار بار تغییر کرده است. تغییراتی که عملاً فرصت تدوین و اجرای برنامههای بلندمدت را از مدیران گرفته و فضای تصمیمگیری را به سمت مدیریت روزمره و کوتاهمدت سوق داده است.کارشناسان اقتصادی معتقدند هیچ بنگاه صنعتی بزرگی با تغییرات مستمر مدیریتی نمیتواند مسیر توسعه را طی کند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش بهرهوری، افت تولید، بیاعتمادی کارکنان، افزایش هزینهها و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری خواهد بود.در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا هدف سیاستگذار، احیای ماشینسازی تبریز است یا فراهم کردن زمینه برای واگذاری آن؟ برخی معتقدند انتصاب مدیران کمتجربه یا غیرمتخصص، نبود برنامه مشخص برای نوسازی خطوط تولید و ادامه روند زیاندهی، این شائبه را تقویت کرده است که شرکت بهتدریج در مسیری قرار گرفته تا واگذاری آن اجتنابناپذیر جلوه کند.نگرانی دیگر، نحوه ارزشگذاری این مجموعه است. اگر یک شرکت در شرایط رکود، کاهش تولید و زیان مالی قرار گیرد، طبیعی است که ارزش اقتصادی آن نیز پایینتر برآورد شود. به همین دلیل، کارشناسان بر این باورند که پیش از هرگونه تصمیم درباره واگذاری، باید ارزش واقعی داراییهای ماشینسازی تبریز، شامل زمینها، تجهیزات، برند، دانش فنی، ظرفیتهای تولیدی و سایر سرمایههای نامشهود، توسط کارشناسان مستقل و با شفافیت کامل تعیین شود.
آیا زیاندهی، مسیر واگذاری ارزان یک سرمایه ملی را هموار میکند؟
نگاهی به گذشته نیز نشان میدهد که ماشینسازی تبریز هر زمان از مدیریت تخصصی، ثبات سازمانی و برنامهریزی علمی برخوردار بوده، توانسته نقش مؤثری در تولید، اشتغال و تأمین نیاز صنایع کشور ایفا کند. این سابقه نشان میدهد که مشکل، لزوماً در ظرفیتهای این شرکت نیست؛ بلکه در شیوه اداره آن نهفته است.صنعت ماشینابزار، صنعتی راهبردی است که توسعه بسیاری از صنایع دیگر به آن وابسته است. کشورهای صنعتی جهان نیز بهدلیل اهمیت این حوزه، از تولیدکنندگان ماشینابزار حمایت میکنند و آن را صرفاً یک فعالیت اقتصادی معمولی نمیدانند، بلکه بخشی از زیرساخت توسعه صنعتی و امنیت اقتصادی خود تلقی میکنند.در مقابل، گزارشها حاکی از آن است که ماشینسازی تبریز و شرکت ریختهگری ماشینسازی با مشکلات متعددی از جمله تأخیر در پرداخت حقوق کارکنان، کاهش تولید، افزایش زیان انباشته، رشد هزینههای جاری و مشکلات نقدینگی مواجه هستند. همچنین بر اساس آمارهای منتشرشده، ماشینسازی تبریز در سال گذشته حدود ۱۹۰ میلیارد تومان و شرکت ریختهگری حدود ۳۴۰ میلیارد تومان زیان ثبت کردهاند؛ ارقامی که زنگ خطر را برای آینده این دو مجموعه به صدا درآورده است.
خصوصیسازی؛ نسخه نجات ماشینسازی یا تکرار یک تجربه پرهزینه؟
اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که خصوصیسازی، اگر بدون اصلاح ساختار مدیریتی، شفافیت مالی، نظارت مؤثر و برنامه احیای تولید انجام شود، الزاماً به افزایش بهرهوری منجر نخواهد شد و حتی ممکن است خسارتهای جبرانناپذیری برای صنعت، اشتغال و سرمایههای ملی به همراه داشته باشد.از همینرو، پیش از هر تصمیمی انتظار میرود مسؤولان با شفافیت به افکار عمومی و کارکنان پاسخ دهند؛ آیا همه ظرفیتهای مدیریتی و تخصصی برای احیای ماشینسازی تبریز به کار گرفته شده است؟ آیا ریشه مشکلات، ساختار دولتی شرکت است یا ضعف در مدیریت آن؟ آیا ارزش واقعی داراییها و برند این مجموعه بهصورت دقیق و مستقل ارزیابی شده است؟ و مهمتر از همه، چه تضمینی وجود دارد که واگذاری احتمالی، به حفظ تولید، اشتغال، توسعه فناوری و آینده این صنعت مادر منجر شود؟ماشینسازی تبریز تنها یک کارخانه نیست؛ بخشی از هویت صنعتی ایران است. تصمیمی که امروز درباره آینده این مجموعه گرفته میشود، صرفاً سرنوشت یک شرکت را تعیین نخواهد کرد، بلکه میتواند به الگویی برای نحوه مواجهه کشور با صنایع راهبردی و سرمایههای ملی تبدیل شود. از اینرو، هرگونه تصمیم درباره این مجموعه باید بر پایه شفافیت، تخصص، پاسخگویی و منافع بلندمدت کشور اتخاذ شود؛ نه بر مبنای ملاحظات کوتاهمدت و تصمیمهای مقطعی.
سالیان بنبست؛ ۱۱ عرضه ناموفق و تهاتر بدهیها
ماشینسازی تبریز، یکی از قدیمیترین و مهمترین مجموعههای ماشینابزار کشور، سالهاست درگیر چرخهای فرسایشی از واگذاریهای نافرجام، مشکلات مدیریتی و چالشهای مالی است؛ چرخهای که هنوز نتوانسته نسخهای پایدار برای آینده این صنعت مادر ارائه کند.بررسی دادههای سازمان خصوصیسازی نشان میدهد ماشینسازی تبریز، متعلق به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو)، به دلیل مشکلات ساختاری، در فاصله سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۴ دستکم ۱۱ بار قیمتگذاری و برای واگذاری عرضه شد؛ اما هیچیک از این عرضهها به نتیجه نرسید.شرکت ریختهگری ماشینسازی تبریز نیز وضعیتی مشابه داشت و در همین مسیر، ۱۰ بار عرضه ناموفق را تجربه کرد؛ نشانهای از اینکه مسأله این مجموعه صرفاً یک واگذاری معمولی نبود، بلکه با مجموعهای از چالشهای عمیق اقتصادی، مدیریتی و ساختاری روبهرو بود.سرانجام در اسفند ۱۳۹۴، دولت تصمیم گرفت ماشینسازی تبریز را در قالب تسویه بدهیها و جبران کسری مؤسسه صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد به این صندوق واگذار کند؛ با این شرط که سازمان خصوصیسازی به وکالت از صندوق، فرآیند فروش مجموعه را دنبال کند.
خصوصیسازی پرحاشیه سال ۹۷؛ خریدار جنجالی و پروندهای که به فسخ رسید
اردیبهشت ۱۳۹۷ را میتوان یکی از پرحاشیهترین مقاطع تاریخ واگذاری ماشینسازی تبریز دانست؛ زمانی که این مجموعه با ارزش ۶۸۸ میلیارد تومان، بر مبنای کارشناسی سال ۱۳۹۴، به صورت اقساطی به قربانعلی فرخزاد واگذار شد.بر اساس گزارشهای رسانهای، اگرچه خریدار از توان مالی برخوردار بود، اما درباره اهلیت و تخصص مدیریتی او در حوزه صنعت تردیدهای جدی مطرح شد. همچنین ادعاهایی درباره انگیزههای غیرتولیدی و جذابیت زمینها و املاک ارزشمند مجموعه، بهویژه در محدوده ائلگلی تبریز، مطرح شد؛ ادعاهایی که در فضای رسانهای و قضایی آن دوره بازتاب گستردهای داشت.این واگذاری اما عمر چندانی نداشت. با تشدید مشکلات حقوقی و قضایی خریدار، توقیف اموال و مسدود شدن حسابها، پرداخت اقساط با مشکل مواجه شد و سرانجام قرارداد در تیرماه ۱۳۹۸ فسخ شد.ورود جدی دستگاه قضایی در پاییز همان سال، مسیر پرونده را تغییر داد و ماشینسازی تبریز از این واگذاری پرحاشیه خارج شد. از سوی دیگر، ناتوانی صندوق فولاد در اداره مجموعه نیز سرانجام به ابطال قرارداد واگذاری به این صندوق انجامید و در سال ۱۳۹۹، ماشینسازی تبریز بار دیگر به دولت بازگشت و در فهرست واگذاریها قرار گرفت.
کلاف سردرگم در سال ۱۴۰۴؛ از بحران مدیریتی تا فرسودگی خطوط تولید
بازگشت ماشینسازی تبریز به ایدرو، پایان مشکلات نبود؛ بلکه فصل تازهای از چالشها آغاز شد. تغییرات مکرر مدیریتی، بدهیهای انباشته، فرسودگی بخشی از ماشینآلات و کاهش بازارهای صادراتی، همچنان سایه سنگینی بر آینده این مجموعه صنعتی انداخته است.در پاییز ۱۴۰۴، فرشاد مقیمی، رئیس هیأت عامل ایدرو، صراحتاً از بخشی از مشکلات مدیریتی ماشینسازی پرده برداشت و از شرایطی سخن گفت که حتی برخی مدیران منصوبشده نیز پس از مدت کوتاهی استعفا داده یا در فرآیند گزینش با مشکل مواجه شدهاند؛ موضوعی که عمق بحران مدیریتی این مجموعه را آشکارتر کرد.با این حال، سرپرست وقت ماشینسازی تبریز تأکید داشت که با وجود زیان انباشته، چرخ تولید متوقف نشده است و این مجموعه همچنان سالانه حدود هزار و ۱۰۰ دستگاه ماشین تولید میکند.ماشینسازی تبریز امروز در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری به یک تصمیم روشن، برنامهای بلندمدت و مدیریتی باثبات نیاز دارد؛ مجموعهای که بارها میان واگذاری، فسخ قرارداد، تهاتر بدهی و بازگشت به دولت دستبهدست شده، اما مسأله اصلی آن همچنان پابرجاست: چگونه میتوان یک صنعت مادر را از چرخه فرسایشی واگذاریهای ناموفق خارج و دوباره به جایگاه واقعی خود در صنعت کشور بازگرداند؟تجربه بیش از دو دهه گذشته نشان داده است که مساله ماشینسازی تبریز صرفاً «مالکیت» نیست؛ آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، اهلیت خریدار، ثبات مدیریت، سرمایهگذاری واقعی، نوسازی خطوط تولید و تضمین استمرار فعالیت صنعتی است. در غیر این صورت، تغییر نام مالک و جابهجایی روی کاغذ، تنها فصل دیگری به داستان طولانی بنبست این صنعت مادر اضافه خواهد کرد.
گروه ماشین سازی تبریز، بر اساس موافقت نامه منعقده بین ایران و چک اسلواکی سابق در سال ۱۳۴۶ به منظور راه اندازی یک واحد صنعتی بزرگ و بنیادی و ملی جهت تولید انواع قطعات ریخته ماشینهای ابزار در قالب یک طرح اعلام وجود کرد. شرکت ماشینسازی تبریز به عنوان یکی از شرکتهای صنعتی عمده تبریز در زمینه تولید و بازرگانی ماشینآلات صنعتی از جمله ماشینهای تراشکاری، فرزکاری، مته، سنگزنی، سنتر، CNC، ابزار تیزکنی، فرز نیمهسنگین، ماشین سنتر عمودی، ماشین سنتر افقی، ماشینهای سوراخکاری محسوب میشود. شرکت ریختهگری ماشینسازی تبریز به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای ریختهگری در کشور محسوب میشود؛ از نقاط قوت این شرکت در زمینه فعالیتهای تولیدی میتوان به قابلیتهای انعطاف پذیری در تنوع تولید، قیمت تمام شده مناسب به دلیل بالا بودن سرعت تولید و پایین بودن هزینههای پرسنلی، وجود خطوط تمام اتوماتیک دیزاماتیک، نزدیکی کارخانه به عرصه مصرف خریداران و صنایع بزرگ، قرار داشتن در یک قطب صنعتی و امکان بهرهمندی از نیروهای متخصص و دانشگاهی، وجود مهارتها و تجربیات فنی و مهندسی و عملی ناشی از عملکرد و سابقه نزدیک به نیم قرن کارخانه و وجود امکانات گسترده زیربنایی و سختافزاری مناسب جهت توسعه شرکت اشاره کرد.



















