احیای صاحبالامر؛ فرصتی برای بازتعریف رابطه تبریز با گذشته خود
بازدید رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور از مگاپروژه های انرژی خورشیدی در منطقه آزاد ارس
افزایش ۱/۵ هکتاری فضاهای سبز شهری با کاشت فاز ۲ پارک رجائی شهر
نخستین برد کاراگستر در هفته پنجم لیگ آزادگان/ بیرانوند رویت شد
پیشرفت ۹۰ درصدی پروژههای نهضت توسعه عدالت آموزشی در آذربایجان شرقی
تبریزیم؛ افتتاحی به وسعت لبخند ۱۵۰۰ دانشآموز تبریزی
چرا پزشکیان در سفر استانی به تبریز نرفت
اثرگذاری دانشگاه ها باید در توسعه ارس ملموس باشد
اگر در کلاهفرنگی، احیای یک بنای تاریخی در پیوند با باغشمال توانسته بخشی از ظرفیت تاریخی و اجتماعی آن محدوده را فعال کند، در صاحبالامر میتوان دامنه مداخله را یک گام فراتر برد و مجموعهای تاریخی، فضای عمومی و شبکهای از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی را همزمان مورد توجه قرار داد و به فرصتی برای بازآفرینی یک کانون تاریخی، فرهنگی و اقتصادی در قلب تبریز تبدیل کرد.
شهر تنها مجموعهای از خیابانها و ساختمانها نیست؛ شهر حافظه دارد، هویت دارد و حاصل تصمیمهایی است که گاه دههها بعد معنی خود را آشکار میکنند. احداث شهرک رشدیه در شمالغرب تبریز، در پای کوه سرخ عینالی، یکی از همان تصمیمهای آگاهانه است؛ محلهای که در دهه ۱۳۶۰ توسط مردان فراخ نگر در باغمیشه شکل گرفت تا کیفیت زندگی، آرامش و پیوند با طبیعت را به متن شهر بازگرداند.
تراکتور خواهان قانونگریزی نیست و هوادارانش نیز مدافع بیاخلاقی نیستند. مطالبه اصلی، چیزی جز عدالت، انصاف و رفتار برابر نیست. امید میرود کمیته استیناف، با نگاهی دقیقتر، منصفانهتر و به دور از فشارهای مرسوم، رایی صادر کند که هم حق باشگاه و هوادارانش را رعایت کند و هم شأن فوتبال ایران را در نگاه آسیا و جهان حفظ نماید.
فوتبال در ایران صرفاً یک ورزش نیست؛ بلکه یک سازوکار قدرتمند اجتماعی است که لایههای پنهان هویت، قدرت و توزیع منابع در جامعه را آشکار میسازد. از خیابانهای شلوغ تهران تا کوچهباغهای شهرهای کوچک، فوتبال زبان مشترکی است که میتواند به سرعت تبدیل به نماد یک جنبش یا نقطه کانونی یک نزاع هویتی شود. این پدیده توانایی بینظیری در ایجاد شور و همبستگی ملی دارد، اما همزمان، میتواند بستری برای بازتولید شکافهای تاریخی، بهویژه میان مرکز و پیرامون باشد. تقابل پایتخت و شهرستانها در فوتبال ایران، بازتابی عینی از توزیع نامتوازن قدرت، منابع و توجه رسانهای در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است.
حواشی اخیر پیرامون کریم باقری، چهره باسابقه فوتبال ایران، بار دیگر نگاهها را به نقش و مسئولیت اجتماعی اسطورههای ورزشی در قبال توهینهای قومی و رفتارهای غیرفرهنگی در ورزشگاهها معطوف کرده است؛ موضوعی که طی سالهای گذشته، بویژه برای هواداران تراکتور و مردم آذربایجان، همواره حساسیتبرانگیز بوده است.
خاموشی، اگرچه بیصدا رخ میدهد، اما همچون موجی پنهان، بنیانهای اقتصادی و اجتماعی را در هم میشکند و زندگی روزمره را به میدان بحران تبدیل می کند.
وقتی شهر هنوز در تبِ نگرانیهای سلامت میسوزد، یک بیلبورد با وامگرفتن از زبان بیماری، مرز باریک میان خلاقیت تبلیغاتی و ایجاد اضطراب عمومی را نادیده میگیرد؛ جایی که یک واژه نابهجا میتواند بیش از آنکه پیام اقتصادی بدهد، هشداری ناخواسته به جامعهای نگران تحمیل کند.
در حالیکه مدیران باشگاه مس سونگون ورزقان از کمبود بودجه و احتمال واگذاری تیم فوتبال سخن میگویند، انتشار تصاویری از فعالیت آکادمی این باشگاه در خوی، موجی از پرسشها و انتقادها را در میان افکار عمومی ورزقان برانگیخته است. این اقدام متناقض، بار دیگر ضرورت شفافیت و پاسخگویی مدیران باشگاه را یادآوری میکند.
ده آذر، روز شهادت آیتالله مدرس و روز مجلس، فرصتی است برای مرور نقش و اثرگذاری نمایندگانی که مسئولیت خود را جدی گرفتهاند. دو سال نخست فعالیت رضا علیزاده در مجلس شورای اسلامی را میتوان دورهای دانست که وزن ورزقان و خاروانا در تصمیمسازیهای ملی بیشتر شد.