مقدمه: «پایگاه خبری مساوات نیوز، با افتخار، ستون جدیدی را با عنوان «مشروطه آذربایجان» ایجاد کرده است. هدف از این ستون، بازخوانی و واکاوی رخدادهای دوران پرافتخار مشروطه در تبریز است تا نسل امروز با گذشته پرفراز و نشیب این شهر و نقش بیبدیل پیشینیان خود بیشتر آشنا شود. در این مسیر، به تدریج، به نقش افراد، اصناف، محلات، نبردها، موافقان، مخالفان و تاثیر بازیگران داخلی و خارجی در جریان مشروطه خواهی در تبریز و آذربایجان خواهیم پرداخت.»
مساوات – علی آقایاری: وقتی از انقلاب مشروطه در آذربایجان سخن میگوییم، نمیتوان نقش کمرنگ یا گذرا برای توده مردم قائل شد. برای نخستین بار در تاریخ معاصر این دیار، عامه مردم بودند که صحنه تاریخ را فتح کردند و نقشی ماندگار و درخشان از خود به نمایش گذاشتند.
در این برهه حساس بود که نانوا، بقال، قصاب، خیاط، بزاز، نجار، بنّا، مسگر و دهها صنف دیگر، دست در دست یکدیگر دادند و حول محور رهبرانی مردمی مانند ستارخان و باقرخان – که خود از بطن همین توده برخاسته بودند – گرد آمدند. این اتحاد بود که صحنههای بینظیری از فداکاری و رشادت را در تاریخ آذربایجان خلق کرد. گویا همین حس عمیق پیوند با مردم بود که به ستارخان، سردار ملی، الهام میبخشید تا بارها بگوید: «من سگ این توده هستم و همیشه میخواهم پاسبان توده باشم.»
انقلاب مشروطه را باید یکی از بزرگترین و بینظیرترین تحولات تاریخ ایران دانست. این انقلاب، نه تنها پادشاهان مستبد قاجار را به چالش کشید، بلکه بنیاد گفتمان کهن سلطنت پادشاهی را متزلزل کرد. مشروطه، مفهوم «شاه» را که تا دیروز «ظل الله» و سایه خدا بر زمین تصور میشد، به زمین آورد و در برابر قانون، همتراز با دیگر شهروندان قرار داد. در حالی که پیش از آن، شاه خود قانون بود و فرمانش بیچون و چرا اجرا میشد.
طبیعی بود که چنین دگرگونی بنیادینی، با مقاومت سرسختانه حکومت مرکزی روبرو شود. محمدعلی شاه قاجار که قداست و انحصار قدرت شاهانهاش را در خطر میدید، تاب نیاورد و در برابر خواست مردم ایستاد. او مجلس را به توپ بست و به سرکوب مشروطهخواهان پرداخت. اما این بار، رویارویی او با تودهای بود که دیگر نه حاشیهنشین که بازیگر اصلی صحنه شده بود. بغض فروخفته سالهای استبداد، یکباره ترکیده بود و نیرویی عظیم را برای رقم زدن سرنوشتی جدید آزاد کرده بود.
▪️پرسش محوری: بیداری توده
اما برای درک بهتر جایگاه توده مردم در انقلاب مشروطه آذربایجان در ایران، باید به این پرسش کلیدی پاسخ داد: عامه مردم چگونه بیدار شدند و به جنبش مشروطه پیوستند؟ چه عواملی باعث شد تا مردم، صنف به صنف و محله به محله، به صف مشروطهخواهان بپیوندند؟
تاریخپژوهان معمولاً دلایل متعددی را برای بیداری عمومی در دوره مشروطه برمیشمرند و مردم تبریز و آذربایجان نه تنها از این قاعده مستثنی نبودند، که در بسیاری موارد پیشگام نیز بودند. از جمله این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• نقش روزنامهها در آگاهیبخشی
• تأسیس مدارس به سبک نوین
• تاثیر کتابهای روشنفکرانی مانند طالباف و سیاحتنامه ابراهیمبیگ
• نقش شعرها و ترانههای وطنی
• و همچنین عواملی مانند اقدامات اصلاحی امینالدوله، وامهای خارجی، نارضایتی از مستشاران خارجی، عزل اتابک اعظم، تعرفههای گمرکی جدید و حتی شکست روسیه تزاری از ژاپن
با این حال، به نظر میرسد این دلایل، بیشتر توانستهاند قشرهای خاصی از جامعه مانند اشراف، روحانیون و بازرگانان و روشنفکران را تحت تأثیر قرار دهند. واقعیت این است که در آن دوران، درصد بیسوادی در میان توده مردم بسیار بالا بود و امکان خواندن روزنامه و کتاب برای اکثریت جامعه فراهم نبود. از سوی دیگر، فرستادن فرزندان به مدارس جدید نیز عمدتاً در توان خانوادههای مرفهتر بود.
پس با وجود تمامی عوامل یادشده، این پرسش اساسی همچنان باقی میماند که توده عظیم مردم ایران در عصر مشروطه که به رسانههای مکتوب و مدارس نوین دسترسی چندانی نداشتند، چگونه بیدار شدند و به انقلاب مشروطه پیوستند؟
پاسخ به این سوال را در روزهای آینده پی خواهیم گرفت.
علی آقایاری؛ پژوهشگر تاریخ مشروطه


















