احیای صاحبالامر؛ فرصتی برای بازتعریف رابطه تبریز با گذشته خود
بازدید رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور از مگاپروژه های انرژی خورشیدی در منطقه آزاد ارس
افزایش ۱/۵ هکتاری فضاهای سبز شهری با کاشت فاز ۲ پارک رجائی شهر
نخستین برد کاراگستر در هفته پنجم لیگ آزادگان/ بیرانوند رویت شد
پیشرفت ۹۰ درصدی پروژههای نهضت توسعه عدالت آموزشی در آذربایجان شرقی
تبریزیم؛ افتتاحی به وسعت لبخند ۱۵۰۰ دانشآموز تبریزی
چرا پزشکیان در سفر استانی به تبریز نرفت
اثرگذاری دانشگاه ها باید در توسعه ارس ملموس باشد
در روزگاری که استبداد صغیر، مشروطه را به محاصره کشیده و بسیاری از شهرها یکی پس از دیگری تسلیم شده بودند، تبریز به کانون مقاومت تبدیل شد؛ مقاومتی یازدهماهه که پشتوانهای فراتر از دلاوریهای ستارخان و باقرخان داشت. در پس این نبرد، تشکیلاتی مخفی به نام «مرکز غیبی» قرار داشت؛ هستهای از مشروطهخواهان که با سازماندهی نظامی، فعالیت سیاسی و تبلیغاتی و ارتباط با شبکههای انقلابی قفقاز، مقاومت تبریز را هدایت کردند و برای پیروزی نهایی مشروطه نقشی تعیینکننده ایفا کردند. در رأس این شبکه، کربلایی علی مسیو قرار داشت؛ مردی که اندیشه، سازماندهی و ارادهاش، او را به یکی از مهمترین چهرههای پشت صحنه مشروطه آذربایجان تبدیل کرد.
روایت تاریخ از اعتراض خیابانی به امضای یک فرمان، نشان داد که مشروطه محصول یک مبارزه پیچیده، چندلایه و خونین بود. تبریز در این میان، نه تنها یک شهر معترض، که یک سازمان تمامعیار بود؛ با هستههای مخفی، واعظان نفوذی و سرمایههایی که برای آزادی به میدان آمدند.
مهمترین و ماندگارترین ابتکار عمل مرکز غیبی، مشروعیت بخشیدن به مبارزه مسلحانه مردمی تحت عنوان مجاهد بود. رهبران این سازمان، نیاز به نیروی نظامی منظم و ایدئولوژیک داشتند که وفادار به آرمان مشروطه باشد. بنابراین، به صورت کاملاً مخفیانه، شروع به جذب، آموزش و سازماندهی جوانان غیور و معتقد از میان پیشهوران و اصناف مختلف کردند. به این ترتیب بود که واژه مجاهد برای اولین بار در گفتمان سیاسی ایران به معنای مبارز مسلح انقلابی رواج یافت.
مرکز غیبی یک باشگاه یا انجمن معمولی نبود. یک سازمان مخفی انقلابی با قوانینی سختگیرانه بود. شرط عضویت در آن، پذیرش چهار اصل غیرقابل مذاکره ایرانی بودن، تعهد به دین اسلام، قدرت حفظ اسرار مطلق و اطاعت محض از تصمیمات کمیته مرکزی بود.
در مطالب پیشین، از نقش بیبدیل توده مردم و واعظان بیدارگر در جنبش مشروطه تبریز سخن گفتیم. اما این پرسش اساسی باقی ماند که اندیشه نوخواهی و قانونطلبی، نخست از کجا و توسط چه کسانی به این دیار وارد شد؟ پاسخ را باید در طبقهای جستجو کرد که رگهای اقتصاد ایران را در دست داشتند: بازرگانان و بازرگانزادگان آذربایجانی.
به گفته تاریخنگارانی چون کسروی، سهم اصلی در بیدارسازی توده مردم در مشروطه برعهده سخنوران بود. این واعظان، اگرچه غالباً لباس روحانیت بر تن داشتند، اما از بطن همین توده برخاسته بودند و دردها و رنجهای آنان را به خوبی درک میکردند.
برای درک بهتر جایگاه توده مردم در انقلاب مشروطه آذربایجان در ایران، باید به این پرسش کلیدی پاسخ داد: عامه مردم چگونه بیدار شدند و به جنبش مشروطه پیوستند؟ چه عواملی باعث شد تا مردم، صنف به صنف و محله به محله، به صف مشروطهخواهان بپیوندند؟
ستون «مشروطه آذربایجان» در پایگاه خبری مساوات نیوز، برای مقابله با غبار فراموشی تاریخی نشسته بر روی دلاوریهای توده مردم ایجاد شده است تا غبار از آن برگیریم و دلاوری های دلاوران انقلاب مشروطه در تبریز و آذربایجان را خوانشی دیگرباره کنیم. هدف ما از این ستون تنها بازگویی تقویم رویدادها نیست؛ بلکه احیای روایت زندگی است.