مساوات – علی آقایاری: وقتی مجلس ملی به توپ بسته شد و درهای امید به روی مردم بسته گشت، علی مسیو در تبریز با ایجاد مرکز غیبی و تأسیس انجمن ایالتی تبریز به تربیت کادر مجاهد پرداخت. اما این مرکز چگونه کار میکرد و چه پیامی را به یارانش منتقل میکرد؟
در روزهای آغازین انقلاب مشروطه، سرشناسان تبریز از تاجر گرفته تا نویسنده، روحانی و فعال سیاسی، هر کدام نامهای بسیار محرمانه و کاملاً سری دریافت میکنند با یک رمز مخصوص که قابل کشف برای هیچکس نبود. دریافتکنندگان نامه بایستی در محله ارمنستان (بارون آواک) تبریز در سالن بزرگی گرد هم جمع میشدند تا به یک سخنرانی گوش فرا دهند. وقتی همه حاضر میشوند، در تاریکی مطلق، شخصی ناشناس با صلابتی غیرقابل وصف و غرایی همچون شیر برای حاضرین سخنرانی کرد:
«ما از خطر نمیترسیم چون غرق در خطریم. ما که اسلحه برداشتهایم میل نداریم مثل مستبدین کسی را بدون تقصیر بکشیم. ما وظیفه سنگین به عهده گرفتهایم ولی به یاری خدا این وظیفه را انجام خواهیم داد. دشمنان ما خیلی قوی هستند ولی ایمان به کارهای خودشان ندارند و برعکس، ما که از روی ایمان عمل میکنیم. برای رسیدن به آزادی باید جان خود را نثار کنیم. به هر کدام از ما که اینجا جمع شدهایم ممکن است ماموریتهای پر خطری داده شود، انجام این ماموریتها اجباری است. شما باید از ۷۲ تن شهدای کربلا سرمشق بگیرید. با اینکه آنها میدانستند کشته خواهند شد قدم عقب نگذاشتند. شما هم وارد میدان جانبازی شدهاید و باید بدانید شماها برای گرفتن حق حیات و آزادی خودتان در میدان جانبازی قدم گذاشتهاید. ملت ایران چند صد سال است که اسیر است. ما دور هم جمع شدهایم که زنجیر اسارت را پاره کنیم.»
سخنران این جلسه فوق سری، کسی نبود جز کربلایی علی مسیو که در اولین جلسه مرکز غیبی تبریز که خود بانی و مؤسس آن بود، این سخنرانی را ایراد کرد. این مرکز با هدف وحشت انداختن به جان ارتجاع و عوامل وابسته به استبداد و از بین بردن ظالمان، آذربایجان را برای مقابله با استبداد صغیر آماده میکرد. فعالیتهای این مرکز کاملاً محرمانه بود به همین خاطر نام آن را «مرکز غیبی» نهاده بودند.
از جمله کارهای بسیار مهم دیگر علی مسیو، تربیت مجاهد برای حفظ آزادی و مبارزه با استبداد بود. ستارخان از نخستین کسانی بود که جذب گروههای مجاهد شد. اعضای مجاهدین و فداییها از افراد معمولی تبریز بودند ولی در سایه تشکیلات منظم و راهنمایی و رهبری علی مسیو، به سرداران و مجاهدان پرآوازهای تبدیل شدند که تاریخ به نام آنها افتخار میکند. این مجاهدان بودند که استبداد صغیر را از بین برده و مشروطه را دوباره زنده کردند.
علی مسیو به واسطه مرکز غیبی، اقدامات محمدعلی میرزا و اطرافیان او را میپایید و کنترل جنبش مشروطه در آذربایجان را در دست داشت. بعلاوه، شورایی به نام «شورای مخفی» به وجود آورده بود که پول و ذخایر گندم سرمایهداران را مصادره و بین فقرا تقسیم میکرد. این شورا املاک شاه و خانواده او در آذربایجان را نیز مصادره کرد. این اقدامات، دستاندرکاران استبداد در تبریز را کاملاً خشمگین و عصبانی کرد؛ طوری که دو بار خانهاش توسط ایادی استبداد غارت شد و داراییاش از بین رفت.

علی مسیو با ایجاد شبکههای اطلاعاتی، تأمین مالی مبارزات و آموزش رزمندگان، جنگ را از حالت نبرد خیابانی به یک عملیات فرماندهیشده ارتقا داد. او توانست استبداد صغیر را در هم بکوبد و مشروطه را دوباره زنده کند. علیرغم از دست دادن دارایی و جان فرزندانش، او بنیانهای یک ارتش مردمی را بنا نهاد که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ایران شد.
حال که از سازوکار مرکز غیبی و تربیت مجاهدان سخن گفتیم، باید به فاجعهای بپردازیم که بر سر خانواده علی مسیو آمد؛ فداکاریای که نام او را در تاریخ جاودانه ساخت. در نوشتار بعدی، به بررسی حمله روسها، شهادت فرزندانش و وصیتنامه او خواهیم پرداخت.
علی آقایاری؛ پژوهشگر و محقق تاریخ مشروطه



















